تبلیغات
ایل بهمئی - پیدایش ایل بهمئی

پیدایش ایل بهمئی

نویسنده :mohammad moradi
تاریخ:شنبه 29 مرداد 1390-11:30 ق.ظ

بهمئی‌ها درباره تاریخچه ایل خود و چگونگی ایل خود پدید آمدن آن داستانی دارند كه تاریخ شكل یافتن ایل بهمئی را به سیصد تا چهار صد سال پیش می‌رساند و نسب مردمش را به لرهای «بهداروند».
داستان چنین است كه چهارصد سال پیش مردی «عالی»نام، دختری از بزرگ طایفه سادات را به زنی می‌گیرد. او از این زن پنچ پسر می‌آورد به نامهای بهمن و طیب و یوسف و شیر و خدر. پسرهای او نیز فرزندانی می آورند و پسران ایشان نیزهمچنین. بهمن وطیب و شیر و یوسف و خدر هر یك ایلی تشكیل می‌دهند كه «بهمئی» و «تیبی» و «شیرعالی» و «پسوی» و «خدر عالی» یا «خیر عالی» نامیده شدند. این پنج ایل زمانی چند در كنار هم به صلح و صفا، در سرزمینی كه امروز خاك بهمئی‌اش نامیده‌اند، زندگی كردند.روزگار خوشی و آشتی آنها دیری نپائید. روزی بهمئی‌ها جای زندگی را تنگ دیدند و چراگاه را تنگتر، پس بهانه ساز كردند و ناسازگاری آغاز با ایلهای دیگر كه روزگاری با هم احساس خویشی می‌كردند و همخونی، برهم زدند. آشوبی بپا شد و زد و خوردی سخت میانشان در گرفت. سویی بهمئی‌ها بودند، سوی دیگر شیریها با طیبی‌ها و یوسفی‌ها و خدریها. طیبی‌ها تاب نیاوردند، ناچار با بهمئی‌ها از در دوستی آمدند، شیریها و دیگران كه در رزم استوار بودند و در انتقام كینه‌كش، جنگیدند تا نیرویشان و تاب ایستادگیشان رفت. ناگزیر سرزمین خود را برای بهمئی‌ها واگذاشتند و بجایی رفتند كه آسایشی داشت و زمینی گسترده و بی‌رقیب.
امروز شیریها و خدریها پراكنده‌اند و بی‌نشان. یوسفی‌ها هم طایفه‌یی هستند از ایل بهمئی و بهمئی‌ها هم ایلی بزرگ و در خور نام و نشان.
هسته سازمانی ایل بهمئی یك «بهون» است. «بهون» سیاه چادری است كه درونش یك خانواده زندگی می‌كند با یك «چاله» (اجاق) روشن. این خانواده پدر و مادر را با فرزندانی كه زناشویی نكرده‌اند دربر می‌گیرد. گاهی نیز خواهر یا مادر پدر را.
چند بهون را كه در تكه خاكی گردهم افراشته‌اند یك «‌مال» یا یك «آوادی» (آبادی) می‌خوانند. خانواده‌های یك آبادی همه با یكدیگر خویشاوندند و مردانشان از یك پدر و یك نیا.
چند مال یك «دهه» را پدید می‌آورد كه ده تا پنجاه بهون دارد. دهه‌ها «تیره» و تیره‌ها «طایفه» را تشكیل می‌دهند.
ایل بهمئی سه طایفه دارد. «احمدی» و «مهمدی» (محمدی) و «الادینی» (علاءالدینی). احمد و محمد برادر بودند و پسران «بهمن». بهمن هم پسر «عالی» بود و پی گذار ایل بهمئی. محمد پسری داشت «میسا» (موسی) نام و میسا هم چهار پسر به نامهای «علا» و «خلیل» و «نری» و «مهمد» از فرزندان علا و آل تبارش طایفه «الادینی» پدیدآمد، و از این روی از دو طایفه دیگر ایل بهمئی تازه‌تر و جوانتر است.
خلیل تیره‌یی تشکیل داد به نام «خلیلی» از طایفه «مهمدی». نری هم تیره‌ای به نام «نریمیسا» (نری پسر موسی) كه پراكنده‌اند در سه طایفه «مهمدی» و «احمدی» و «الادینی». از مهمد هم در طایفه «الادینی» تیره «مهمد میسا» (محمد پسر موسی) درست شد.
ایل بهمئی بجز این سه طایفه،طا‌یفه یی هم به نام «یسوی» (یوسفی) دارد. این طایفه زمانی ایلی بوده و با سازمانی و ویژگیهای جداگانه‌یی. با گذشت زمان و بسبب جنگ و زد و خوردهای ایلی، «یسوی» تحلیل رفت و كوچك شد و امروز طایفه‌یی است «كناری»از ایل بهمئی و در زیر نفوذ و قدرت آن.
طایفه احمدی خود دو طایفه‌ شد. «بیجنی» (بیژنی) و «جلالی» بیژن و جلال فرزندان احمد بودند. طایفه بیجنی دوازده تیره دارد و طایفه جلالی چهار تیره. هر یک از این تیره ها چند تیره كوچك و چند دهه دارند. پاره‌‌یی از تیره‌های دو طایفه بیجنی و جلالی كه كوچك و كم جمعیت‌اند تنها چند دهه را در بر می‌گیرند
طایفه احمدی هفت تیره ‌«كناری» نیز دارد كه خودی نیستند و از ایل یا طایفه یا جایی دیگر آمده‌اند. از این هفت تیره سه تیره سیدند و یك تیره شیخ و خادم امامزاده «بابا احمد». سه تیره دیگر «مالخانی» و «نریمیسا» و «آهنگر» است.
مالخانی‌ها در دستگاه خانهای ایل بهمئی خدمت می‌كنند و به همین سبب آنها را «مال‌خانی» (مال: خانه و آبادی) یا «عمله» می‌خوانند. تیره نریمیسا از همان نریمیسای طایفه مهمدی است وتیره «آهنگر» از چلنگران ایل بهمئی بوده‌اند.
طایفه «مهمدی» پنج تیره و طایفه «الادینی» هشت تیره دارد وهر یك چند تیره «كناری». تیره‌ها و دهه‌های طایفه الادینی بیش از طایفه‌های دیگر ایل بهمئی است.
پوشاك زنان
پوشاك زنان بهمئی « جوُمَه» ( پیراهن یا جامه) و « تُمْبُون» ( تنبان) و « چادر» یا « روسری» و « دستمال سر» و « َدْلَگْ» ( آرخالق نیم‌تنه) و « مِینْا» و « گیوه» است.
هر زن دو یا سه تنبان می‌پوشد. تنبان از پارچه‌های گلدار دوخته می‌شود. بلندی هر تنبان به اندازه پهنای پارچه است و پهنای پارچه از یك‌متر بیشتر. دوخت تنبان ساده است. دو‌سر پارچه را از پهنا به هم می‌دوزند و لبه یك بر آن را لیفه می‌كنند و درآن بند می‌ كشند و می‌پوشند.تنبان خشتك ندارد و دورا دور لبه پایین آن را یراق و نوار رنگین می‌دوزند. تنبان در پای زنان پف می‌‌كند و پر چین می‌شود. پیراهن زنان دوختی ساده دارد و پارچه‌اش از ابریشم گل‌و بوته‌ دار است.هر پیراهن چهارمتر پارچه می‌برد. بالاتنه و دامن پیراهن یكسر و راسته است و بلندی آن تا یك وجب زیر زانو می‌رسد. دو پهلوی دامن از كمرگاه تا پایین چاك دارد. آستین پیراهن سه ربعی است و مچدار، و چون شانه‌های پیراهن پهن و بزرگ است آستین آن تا مچ دست می‌رسد و با تكمه‌‌‌یی بسته می‌شود. پیش سینه پیراهن از زیر گلو تا زیر پستان باز است و با بند یا تكمه به هم می‌آید. این چاك برای آسان در آوردن پستان در هنگام شیر دادن به كودك است. از این روی هم همیشه چاك پیراهن بیوه‌زنان و دختران و زنان بی‌كودك شیرخوار بسته است و سینه‌شان پوشیده.
چادر زنان از شش تا هفت متر پارچه توری نَقْده‌‌‌دار یا چیت گلدار است. پارچه چادری بیشتر از پارچه‌های تیره و مشكی انتخاب می‌شود. چادر را برای رفتن به میهمانی و عروسی و سوگواری سر می‌ كنند.
« میِنْا» سه متر پارچه ابریشمی نازك و لطیف‌گلدار است. مینا را به گونه‌ای بر سر می‌بندند كه همه سینه آنها را بپوشاند.
«دستمال سر» دستمالی است چهار گوش و بزرگ، و از تافته یزدی. زمینه دستمال‌سر مشكی و راه‌ راه است و كناره آن حاشیه‌ دار. این دستمال را مانند لچك می‌كنند و بعد به صورت نواری پهن در می‌آورند و میان آن را به پیشانی می‌گذارند و دو سرش را در پشت سر گره می‌زنند.
رویه كلاه زنانه از مخمل گلی یا آبی است و آسترش از چیت‌گلدار. روی دوره كلاه را با منجوق و نگین‌ های رنگارنگ گل و بوته نشان می‌كنند. این گونه كلاه‌ها و ویژه زنان خانواده‌های خانها است. كلاه زنان معمولی بهمئی به جای منجوق ونگین، پولكهای حلبی دارد.
« دَلْگْ» زنان بهمئی نیم‌تنه‌یی است جلو‌ باز كه رویه آن از مخمل سرخ یا سیاه یا سبز و آستر آن چیت ‌گلدار انتخاب می‌شود. آستین‌های دلگ بلند وچاك‌دار می‌باشد و چاك آن از سر مچ تا به زیر آرنج می‌رسد. دور مچ آستین دلگ و لبه پایین و دو لبه جلوی آن منجوق‌دوزی و نگین‌ دوزی می‌شود.
پاپوش زنان گیوه‌های ملكی است كه در شهر بهبهان دوخته می‌شود.
آرایش زنان و زیورهای آنان
زنان بهمئی بسیار ساده و طییعی آرایش می‌كنند. گیسوان را بلند نگاه می‌دارند و تاركشان را از میان سر باز می‌كنند. چهره را هیچگاه بزك نمی‌كنند و فقط در هنگام رفتن به عروسی حنا به دست و پایشان می‌بندند.
زیورهای آنان « گوشوار» ( گوشواره) و « خالك» ( بینی‌بند) و « زرنا» ( گلوبند) و « پازلفی» ( زیوری طلایی یا نقره‌یی كه از موی روی بنا گوش می‌آویزند) و انگشتری است.
پوشاك مردان
پوشاك قدیمی مردان بهمئی « جومه» ( پیراهن یقه‌ طوقی) و « تنبان« و « دلگ» و « شال كمر» و « جوقا» و « كلاه نمدی» و «گیوه ملكی» بود، ولی اكنون بیشتر آنها به ویژه جوانانشان جامه‌های كهن ایلی را كنار گذاشته و جامه‌های « شهری روستایی» می‌پوشند.
پوشاك كنونی بیشتر بهمئی‌ها كت و شلوار است و پیراهن یقه‌دار بازاری و كفش چرمی. زمستانها هم پالتو و« پلور». برخی از مردان هم جامه قدیمی را با جامه شهری روستایی درآمیخته‌اند و چند تكه از آن را با چند تكه از این با هم می‌پوشند.
پارچه «جومه» مردان از متقال یا چلوار سفید است و دوختش ساده. یقه‌اش طوق دارد و پیش سینه آن از یقه تا زیر پستان چاك. سرچاك در زیر گلو با دو بند گره می‌خورد.
آستینهای آن بلند و مچدار است و پاره‌یی هم بی‌مچ.
پارچه تنبانی از دبیت یا متقال مشكی است. پاچه شلوار تنگ و تنوره‌ای است، كمرش لیفه‌یی و بندی.
دلگ از پارچه‌های گلدار دوخته می‌شود. دوخت و ریخت آن مانند آرخالق و ردای مردان قدیم تهرانی است.
پنچ تا هفت متر چلوار یا متقال سفید، و گاهی دبیت قهوه‌یی سوخته یا سبز، شالی است كه بهمئی به كمر و روی دلگ می‌بندند. برخی از طایفه «سادات» شال سبز می‌بندند. جوانان «جوجه مشدی» بهمئی دو تا شال روی هم می‌گذارند و بر كمر خود می‌بندند تا پف كرده و برآمده نشان بدهد.
كلاه آنها نمدی است و بیشتر قهوه‌یی رنگ و كفششان گیوه ملكی.
«جوقا» عبای نازك خاكی رنگی است كه در بهبهان بافته می‌شود. بهمئی‌ها جوقا را بیشتر در هنگام جنگ و ستیز می‌پوشیدند.
هنرهای دستی
هنرهای دستی زنان بهمئی قالی، بهون، جوراب، «شله»، «حور»، «خورج»، «جوال»، «بنه»، گبه و جاجیم و «وریس» است كه پاره‌یی از آنها به نقشهای ساده طبیعت نگارین شده.
«شله» از موی بز بافته می‌شود و «حور» از پشم گوسفند. تار«خورج» از موی بز و پودش از پشم گوسفند است. «بنه» تور بافته شده‌یی است مخصوص بردن خوشه‌های گندم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://gudrunOstendorff.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:42 ب.ظ
I am genuinely happy to read this blog posts which carries tons of useful data, thanks for providing these kinds of data.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:07 ق.ظ
I'm really enjoying the theme/design of your blog. Do you ever run into any internet
browser compatibility issues? A small number of my blog readers have complained about my website not working correctly in Explorer but
looks great in Safari. Do you have any advice to help fix this problem?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo